روجروي سالرنويي‌، برونوي لونگوبورگي‌، به ((جراحان جديد))كه از آنها نامي نبرده و به‌ تجربه‌هاي خودش اشاره‌هاي زيادي شده‌است‌. گاه‌، واقعيت‌هاي قديمي را به‌صورت تجربه‌هاي‌ شخصي خودش نقل مي‌كند. موٴلف‌، هركس بوده‌، نياز مبرم به عمل جراحي را تأكيد مي‌كند، از قبيل فن بريدن اعضا يا بستن زخم‌ها. او مشكلات و طول مدت تحصيلات طبي را، كه بايد شامل معلومات اخترگويي باشد،مي‌داند و با كساني كه تنها داراي معلومات تجربي‌اند، از قبيل‌ سلمانيان و عطاران‌، سخت مخالف است و از حادثه‌هاي وخيمي كه ناشي از جهل آنهاست‌ مواردي را ذكر مي‌كند. به عقيده‌ٴ او سرطان تنها در صورتي درمان مي‌شود كه در مرحله‌ٴ مقدماتي‌ باشد، ولي تشخيص آن در اين مرحله‌، سخت دشوار است و نيازمند تجربه‌هاي بسيار. در مداخله بسيار محتاط است و براي استفاده از كارد جراحي يا داغ به يك اندازه بي‌ميل‌؛ بيشتر ترجيح مي‌دهد از وسيله‌هاي كم خطر استفاده كند، از قبيل پرهيز غذايي‌، مرهم‌ها، آب سوزآور، بستن با نخ ابريشم و مانند آن‌.
دو اثر ديگر به او منسوب است به نام‌هاي بيماري‌ها و درمان‌هاي گوناگون و درباب مقدار مصرف داروها، كه ممكن است شخص ديگري از روي آثار او تدوين كرده باشد.

فرانچسكو كاسيني

سرپزشك پاپ (متولد حدود 1349، وفات‌: پس از سال 1415).
فرانچسكو فرزند بارتولوميو از خاندان نجباي كاسيني در سي‌ينا بود. در زماني نامعلوم‌ (حدود 1345ـ1349)، در سي‌ينا، زاده شد و آخرين بار، در روز اول سال 1416 است كه درباره‌ٴ او مطلبي مي‌شنويم‌، زماني كه او عضو سفارت سي‌ينا نزد شاه جيمز است‌. او سرپزشك شش‌ تن از پاپ‌ها بود، يعني اوربانوس پنجم‌، گريگوريوس يازدهم‌، اوربانوس ششم‌، اينوكنتيوس‌ هفتم‌، گرگوريوس دوازدهم و آلكساندر پنجم (كه از سال 1362 تا 1410 پاپ بودند). هنگامي كه در آوينيون بود، با پترارك آشنا شد و او دو نامه برايش نوشت‌. هم‌چنين با كاتريناي‌ سي‌ينايي مربوط بود. مشاغل او منحصر به كارهاي پزشكي نبود، بلكه مشغله‌ٴ سياسي هم داشت‌ و حلقه‌ٴ ارتباط مهمي ميان سي‌ينا و دربار پاپ بود.
تاريخ 1390، كه ماريني براي وفات او داده غلط است‌، هم‌چنين تاريخ 1374، كه‌ ديگران داده‌اند؛ او پس از سال 1415 درگذشت‌. خانواده‌ٴ او در كار طبابت بودند، پدرش‌ بارتولميو پزشك بود،1 هم‌چنين يگانه برادرش جوواني‌. او سه پسر داشت به نام‌هاي‌ آنتونيو، كه كاردينال شد (وفات‌: 1429)؛ تومه (تولد: 1388)، و بارتولوميو اسقف پزارو در


1. نامه‌هاي دوران پيري‌. (شانزدهم‌،2،3). تاريخ نامه‌ها بيست‌ودوم مارس در پادوا، و اول ماه مه در آركواست‌؛ با هم فاصله‌ٴ زماني دارند و تاريخ دومي احتمالاً سال 1374 است‌.